به نام خدا
آثار زیر از آرشیو آقای فرید دهدزی اخذ شده
مطالبی كه میخوانید به نقل از دكتر فاتح (موسیقی شناس) است كه به صورت صفحه در سال ۱۳۴۸ ه.ش ضبط شده :
... ضمير تاج منعكس است.وی در دوازده سالگی خوب میخواند،ولی برای اينكهاز استعداد طبيعی بهره بيشتری بگيرد نزد استادان موسيقی آن زمان مانند:نی زن ، حبی شاطر حاجی ، امير حسين ساعتساز ، مهدی نوايی ، امير حسين عندليب و سيد رحيم اصفهانی به تحصيل موسيقی پرداخت و به درك رموز هنر نائل آمد.سپس به حفظ كردن اشعار شاعران بزرگ پرداخت و قبل از همه به آستان سعدی روی آورد چنانچه هنوز هم مريد شيخ شيراز است.
جلال اصفهاني در بيست سالگی از استاد بینياز شد و به نام "تاج" (كه شهرت پدر اوبود) در اصفهان معروف گرديد. و بهجای آنكه به شيوه گذشتگان زير كتاب امثله خم شود و عمر و زيد را به جان ياران يكديگر اندازد به آغوش طبيعت رویآورد و غالب در بيشههای كنار زايندهرود میرفت و آواز سرمیداد و مردم موسيقیدوست را محظوظ میساخت.
تاج اصفهانی طبعی شوخ و دلپذير دارد و لطيفههای بسياری به خاطر دارد. و آنها را با لهجه خاص اصفهانی بيان ميكند و ضمن بيان آنها،صدای كسانی را كه در لطيف مذكور آمدهبودند به طرز مخصوصی تقليد كرده و مجسم میسازد. و اين خود گواه بر اين است كه اگر تاج به هنرمندی در تئاتر و نمايش میپرداخت،مسلما از عهده وضيفه خويش،به خوبی برمیآمد.

بيست و چند ساله بود كه به تهران آمد.بنا به دعوت عدهای از بازرگانان در شبهای ماه رمضان به مناجات میپرداخت و صفحات متعددی هم از آواز او،در تهران ضبط شد.تاج مسافرتی هم به خوزستان كرد و شيخ خزعل مقدم او را گرامی داشت و او را نه ماه نزد خود نگاهداشت و از آواز دلنشينش استفاده كرد.ولی از آنجا كه روحسركش آوازمردان در يك جا قرار نمیگيرد و طبع بهانهگيرشان به هيچ شاد و راضی نمیشوند؛تاج هم شبانه شيخ را ترك كرد و راه دزفول در پيش گرفت.و در آنجا قوای دولتي كه براي سركوبي خزعل عازم اهواز بود،تاج را هم جزء ساير اتباع شيخ بازداشت كرد و به زندان افكند ولي فرمانده نيروی دولتی از ماجرا آگاه شد و وقتی تاج را شناخت آزادش ساخت و به مهمانداريش هم پرداخت.
بشنوید قسمت اول : آواز تاج با سنتور ورزنده در اصفهان
صدای تاج در كنسرتهای متعددی به گوش اهل ذوق رسيد. مانند كنسرتی كه كه در مسافرت اول او به تهران به منفعت روزنامه ناهيد با شركت : مرتضی نیداود ، مرتضی محجوبی ، حسين ياحقی ، رضا روانبخش و ديگر نوازندگان داد و و غزلي از فرخی يزدی و ترانه مرغ سحر (اثر ملك شعرای بهار) را در آن كنسرت خواند كه مورد توجه همگان قرار گرفت ، ولی در اثر همين كنسرت و خواندن اشعاری كه به مذاق بعضی خوشايند نبود ، گرفتار شد و به زحمت خلاصی يافت.

بشنوید قسمت دوم : آواز تاج با تار شهناز در اصفهان
كنسرتهای ديگری هم با شركت مرتضی محجوبی در شيراز ، علي اكبر شهنازی در اصفهان و با همكاری حسين استوار در تبريز داد. در سه كنسرت ديگر با شركت عبدالحسين شيرازی يكی در اراك ، ديگری در اصفهان و يكی ديگر هم در شيراز شركت كرد. و همچنين به كمك دوست هنرمندش سرتيپ عبدا... اشرفي كنسرتي در همدان و كنسرت ديگري با يحيی زرين پنجه (نوازنده تار) در اصفهان و باز كنسرت ديگر با انجمن موسيقی ملی در همان شهر داد و در تمام كنسرتها مورد تشويق عموم قرار گرفت .
تاج از آغاز تاسيس راديو در تهران جز شش تن خوانندگان راديو بود ، كه دلبستگان آواز را از نغمات دلپذير خود محظوظ میكرد ، ولی بعداز چند سال چون با آن حقوق اندك نمیتوانست در تهران زندگی كند ، ناچار شدكه دوباره به مولد خود برود و خدمات اداری را ترك گويد . چندی هم به تجارت پرداخت ولی چون هنرمندان تاجر خوبی نمیشوند ، ضرر كرد و از خريد و فروش كالا خيری نديد.هنگامی كه راديو اصفهان تاسيس شد ، سمت سرپرستی نوازندگان را يافت و هنوز هم به اين كار مشغول است.

صداي تاج رسا و با قدرت و پر مايه است ، رديف موسيقی را خوب ميداند و از استادان مسلم آواز به شمار میآيد . در خواندن شعر سبك مخصوص و روشی دلپذير دارد ، هم عالمانه و هم رندانه ميخواند و اهل فن میدانند كه نظير او بسيار كم است.
از صفحههای او اواز همايون و چند ترانه مانند : مهر گل ، رنگهای طبيعت و شكايت معشوق شهرتی بسزا دارند. تاج از آن هنرمندانی است كه همه جای ايران عاشقان دلسوخته دارد و مخصوصا اهالی اصفهان احترام بسيار برايش قائلاند . هم اكنون مجسمه او كه به دست هنرمندان اصفهانی تهيه شده ، زينت بخش سالن هنر های زيبای اصفهان است .
بشنوید قسمت چهارم : آواز تاج با نی کسایی
متاسفانه از تاج هنرمند ، چنانچه سزاوار او میباشد قدر دانی نشده است و حيف است كه اين گوهر دريای هنر ايران در تلاطم امواج سهمگين ناپديد شود و به قول حافظ :
جای آنست كه خون موج زند در دل لعل زين تغابن كه خزف ميشكند بازارش
و در ادامه اثری را از اين هنرمند در برنامه برگ سبز تقديم میكنم.

برگ سبز 22
با همكاری هنرمندان : مهدی خالدی – جليل شهناز – تاج اصفهانی
دستگاه : سه گاه
غزل آواز : سعدي
گوينده : روشنك
غزل آواز :
آن كه مرا آرزوست ، دير ميسر شود وين چه مرا در سراست ، عمر در اين سر شود
ای نظر آفتاب ، هيچ زيان داردت گر در و ديوار ما از تو منور شود
گر نگهی دوست وار بر طرف ما كنی حقه همان كيمياست ، وين مس ما زر شود
پرتو خورشيد عشق بر همه افتد ، وليك سنگ به يك نوع نيست ، تا همه گوهر شود
هر كه به گل در بماند ، تا بگيرند دست هر چه كند جهد ، بيش فرو تر شود
ترانه هايی از تاج :

