تبليغاتX
آوای ایرانی ..
music


استاد خالقی یکی از برجسته ترن شخصیت های تاریخ موسیقی ایرانی است . نام و یاد خالقی وآثار جاودان او همواره بر تارک موسیقی ایرانی می درخشد . نقش او در پویایی موسیقی ما نقشی است ژرف و پایدار.طی حدود 40 سال است که از درگذشت وی می گذرد ، صد ها کتاب و مقاله و برنامه در مورد موسیقی ایران و زندگی نامه معماران آن نشر یافته و به ندرت می توان اثری یافت که نام و یادی از او نرفته باشد.

در گفتگویی رادیویی در سال 1340 در پاسخ به این پرسش که " تا به حال چند آهنگ ساخته اید؟" مرحوم خالقی اظهار می دارد :"در این مورد نمی توانم مانند دیگران دقیق جواب بدهم !!!

از قرائن چنین بر می آید که خالق آثار بی نظیری چون "می ناب" و "خاموش" چندان اعتنایی به تدوین و اثبات آثار خویش نداشته است . شاید بر این باور بوده که "حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست" و شاید هم خود بیش از همه می دانسته که جلوه های ممتاز و متمایز او آنچنان عیان است که نیازی به ثبت آنها نیست.

در مورد آثار خالقی و تقسیم بندی آنها شایسته است که تحولات فکری و حال و احوال آهنگساز به هنگام ساخت اثر مد نظر قرار گیرد ، نه تنها تاریخ پیدایش آن !!! همچنین باید توجه داشت که آثار خالقی مانند آثار هر هنرمندی نه یک دست هستند و نه همگی از ارزش هنری یکسانی برخور دارند.چه بسا آثاری که فقط بنا بر مصالح روزگار ساخته شده است و ریشه در علائق شخصی و احساسات ژرف آهنگساز ندارد . به خصوص وقتی که به مسولیت های  اداری و دلسوزی های صادقانه او برای موسیقی اصیل ایرالنی می اندیشیم . طبیعتا جلب حمایت دولتمردان را از هنر و هنرمند نمی توان نادیده گرفت .آثاری که فقط به منظور اجابت خواست یا تقاضای سازمان یا انجمنی ساخته شده اند برای خالقی تنها جنبه رفع تکلیف داشته و طبیعتا نمی توانند معیار برای ارزیابی جهان عاطفی وی محسوب گردند.

علاوه بر این تردیدی نیست که اثار بزرگ و شکوهمندی چون "خاموش" یا "حالا چرا" یک روزه ساخته نشدند و چه بسا الحان نخستین آنها سالها قبل در ذهن آهنگساز نقش بسته و به مرور طی چند مرحله بصورت نهایی در آمده اند.

                        خالقی و بنان

بررسی اجمالی آثار شادروان روح الله خالقی :

1 – آتشین لاله یا لاله خونین :
(افشاری – ترانه ها از رهی – گلهای رنگارنگ شماره 142 و 205)

در مصاحبه ای رادیویی بمناسبت دهمین سالگرد درگذشت خالقی در بیست و یکم آبانماه سال 1354 استاد علی تجویدی از آتشین لاله به عنوان زیباترین و دلنشین ترین اثر خالقی نام برد و خود آهنگساز و خواننده اصلی آن استاد بنان نیز در برنامه قصه شمع در سال 1340 علاقه خاص خود را به این آهنگ و ترانه ابراز می دارند . زیبایی این اثر از چشم شنوندگان عادی نیز پوشیده نماند و از آن به عنوان یکی از معروف ترین کارهای زنده یاد خالقی نام برد . بر اساس نواری که با صدای خود آهگساز در دست است نام اصلی این اثر لاله خونین است اما در اغلب نوشته ها و گفتار ها از ان با نام بعدی یعنی "آتشین لاله" یاد می شود و خود آهنگساز نیز در مصاحبه فوق پس از برشمردن برخی از ساخته هایش که انها را بیشتر می پسندند می گوید : ولی به آهنگ آتشین لاله خیلی علاقه دارم.

این اثر در اوایل سال 1326 و در آغاز بصورت انگی بدون کلام ساخته شده و کار اصلی ترانه سرایی و تلفیق شعر و آهنگ طی روز های چهار شنبه ، پنج شنبه و جمعه اردیبهشت سال 1326 انجام شده است و روز بعد در کنسرتی با حضور نخست وزیر وقت و چند تن از وزیران برای نخستین بار برای نخستین بار اجرا می گردد.

این کنسرت به همت پیرنیا و به منظور جلب حمایت دولتمردان آنزمان از موسیقی کشور و به خصوص از انجمن موسیقی ملی که مدتی از تاسیس آن میگذشت برگزار شده بود.

علاقه خاص خالقی به این اثر بی ارتباط به علاقه مندی او به گل و به خصوص گل لاله نبوده و از آنجا که پیرنیا هم چنین بود و نیز به تناسب ترانه و آهنگ ، در آن شب بین حضار گل لاله تقسیم می گردد . در پایان وزیر فرهنگ وقت "ملک شعرای بهار" اظهار می دارد :

                                        شعر و گل و آهنگ را شاعرانه بهم آمیخنه اند

سالها بعد که این اثر به منظور اجرا در برنامه گلها تنظیم می گردد ، مرحوم رهی معیری ترانه جدیدی بر آن می سراید که از حیث لطافت چه بسا برتر از ترانه نخست است و نشان می دهد که برای سرودن ان از فرصت و فراغت بیشتری برخوردار بوده است......

دانلود آتشین لاله

ترانه : رهی ، آهنگ : روح الله خالقی ، سال اجرا : 1324 ، در مایه افشاری

این آتشین لاله ، چون روی یاری                            بر آن دل خونین ، داغ که داری

ساغر بود پر می ، در روزگارت                               یا بی نوا چون من ، در روزگاری

بخت اگر به کام تو بود                 از چه خون به جام تو بود                 به نو بهاران

خنده گر گناه تو بود                 داغ دل گواه تو بود          به عشق یاران

دل تو خونین                  لب تو خندان       دلداه یا دلبری

ز روی لیلی     ز قلب مجنون      خندان و خونین تری

من هم از شراب محبت ،                           چون    تو    باده   نشوم

جان  و   دل   در    آتش ،                                ولیکن لاله سان خاموشم

 

بنان

2 – آذربایجان

(شور ، ابوعطا – ترانه : رهی – گلهای رنگارنگ شماره های 171  و 219 و 219ب و 256)

این اثر را که برخی آن را آهنگ آذربایجان نیز نامیده اند که نباید آن را با سرود آذربادگان که کلام آن از دکتر حسین گل گلاب است اشتباه گرفت .

ای ترانه حماسی و پرشور ، حاصل طبع لطیف رهی معیری است که در عین سویه سیاسی ، آثار قریحه شاعرانه رهی را نیز در بر می گیرد .گمان عمومی بر آن است که این اثر بمناسبت نجات آذربایجان ساخته شده و بنابراین تاریخ اجرای آن را باید پس از این واقعه یعنی بیست و یکم آذر ماه 1325 شمسی مصادف با دهم دسامبر 1946 میلادی باشد . مقالات و نشریات گوناگونی تاریخ نخستین اجرای اثر را در مرداد ماه سال 1324 نوشته اند که نمی تواند صحت داشته باشد !

می دانیم خطه آذربایجان در در بیست و یک آذر ماه سال 1324 بدست عمال روس افتاد و تصادفا در همین روز از سال بعد به دامان ایران بازگشت ، کلام این اثر باید پس از نجات آذربایجان سروده شده باشد ، دلیل این امر آن است که ترانه سرا آشکارا از شکست و پریشانی خاطر دشمن شادمانی می کند و با پایان آمدن شب و جلوه گر شدن مهر را شادباش میگوید . البته انجمن موسیقی ملی در مرداد ماه سال 1324 هم در تبریز کنسرتی داشته ولی قدر مسلم آنکه اجرای این اثر در سال 1326 در تبریز و به وسیله ارکستر انجمن موسیقی با استقبال پر شور مردم مواجه شد و مطبوعات از سازندگان و اجرا کنندگان آن تمجید به سزایی به عمل آوردند . در اردیبهشت همان سال ، تهران نیز شاهد اجرای این اثر غرور افرین بود.

این آهنگ صرف نظر از سایر جهات از یک جنبه به خصوص حائز اهمیت است و آن دنبال کردنمستند توانایی و روش کار خالقی در تنظیم ارکستر و چگونگی رشد و تکامل قریحه او در عرضه یک اثر واحد در دوره های متوالی خلاقیت هنری وی و در طول چندین سال می باشد .

این امکان از آنجا ناشی می شود که حداقل سه اجرای متفاوت از این آهنگ در دست است که سه رنگ آمیزی مختلف ارکستر را نشان می دهد و این رشد و تکامل را آن چنان به نمایش می گذارد که نمی توان آن را تنها به تفاوت در تعداد اعضا ارکستر یا به امکانات سازی دیگر تعبیر نمود . اگر هم امکانات جدید در این روند موثر باشند عامل اصلی را باید در سیر و سلوکی ناپیدا جستجو نمود که نمونه ان را در بسیاری از هنرمندان و متفکران بزرگ سراغ داریم و اتفاقا نگرشی کلی به تحول در آهنگسازی خالقی نیز این نظر را تایید میکند .

چهار برنامه گلهای رنگارنگ آهنگ آذربایجان را عرضه می کنند:

نخستین اجرا در برنامه گلها در عین حال ساده ترین و کوتاه ترین اجرا نیز می باشد ، در برنامه شماره 171است که این اثر به نحوی آرام و ملایم است که در این دوره از برنامه گلها (قبل از شماره 210) مرسوم بود اجرا شده است . ضرب استاد حسین تهرانی همراه با ویولن جمعی استادان بزرگ : مهدی خالدی ، مهدی مفتاح ، محمود تاجبخش و حسین علی ملاح و تار شادروان زرین پنجه با پیانوی زنده یاد جواد معروفی زینت بخش این برنامه اند و در آن بنان بهمراهی ویولن خالدی غزل معروف دکتر باستانی پاریزی : " یاد ان شب که صبا بر سر ما گل می ریخت " را در شور می خواند . این برنامه را ارکستر شماره یک به رهبری معروفی اجرا نمودی که در عین زیبایی و لطافت هرگز با اجرای نهایی این اثر قابل قیاس نیست و حتی نمی توان آن را تمرینی برای برنامه های بعدی دانست .

اما دومین اجرا در برنامه های شماره 219و 219ب می باشد .این دو برنامه تنها از حیث اشعاری که گوینده دکلمه میکند متفاوتند و در آهنگ و غزل آواز ، که با وبولن تجویدی همراه است مشترکند .این اجرا به خصوص از نظر ارکستراسیون از انسجام بیشتری برخوردار می باشد و در تنظیم نیز ملایمت اجرای نخست را در بر ندارد و بالعکس با تند تر شدن ریتم ها ، شور و هیجانشور و هیجان بیشتری را به شنونده القا میکند که در واقع با روح آهنگ و ترانه نیز همخوانی بیشتری دارد . تنها پیانوی معروفی است که در هر دو اجرا کمابیش یکسان است .

و بالاخره همین اثر ساده اولیه در آخرین اجرا ، که در گلهای رنگارنگ برنامه شماره 256می باشد ، به شاهکاری پر شور و حماسی و بی همتا در تاریخ موسیقی ارکستری ایران تبدیل می گردد . در حالی که در اجرا نخست مجموعه ای از ملودی ها و ریتم ها تاثیر آهنگ بر شنونده رقم میزنند ، در اجرای نهایی تاثیر ارکستراسیون و تنظیم بر نواهای بنیادی چیرگی می یابد ، هر چند در نگاه سطحی احتمالا این دو عنصر غیر قابل تفکیک به نظر می رسند .

این اجرا به وسیه ارکستری کارآمد و دقیقا تنظیم یافته و به رهبری خود خالقی و با نوآوری هایی تازه در اجرا های قبلی دیده نمی شوند ، انجام گرفته و نه تنها بر سرعت ریتم ها و شدت ضربات آهنگ افزوده شده ، بلکه با بکار گیری نقش تازه ایی برای ساز های بادی (نی و قره نی) که با ارکستر بزرگ به گفت و گو می نشینند ، به اثر نسبتا ساده ، قلبی یک جنبه حماسیقوی داده شده است .

گویی همانگونه که در متن ترانه آمده است ، این دو سازچون افرادی که از سرنوشت درد خویش ناله میکنند ، از گردش گردون فغان و فریاد بر می دارند و از دیده سیل خون روان می سازند و در مقابل ، ارکستر طوفنهد از نبردی سهمگین و نابرابر حکایت میکند و آنانرا درهمین حال به مبارزه ای بی امان فرا میخواند . بدین ترتیب بار حماسی و شور و تحرک این آهنگ اگر بیشتر از سرود معروف ای ایران نباشد ، کمتر از آن هم نیست ، با این تفاوت که این جا زیبایی کرشمه وار موسیقی ایرانی سهم به سزایی ادارد و لطافت خاص کلام رهی نه تنها میدان رزم ، بلکه مجلس بزم را نیز به تصویر کشیده است .

از نو آوری های دیگر ان که در این جا ، و دقیقا پس از اولین ظهور دو ساز یاد شده ، دو ملودی متفاوت همزمان بوسیله ارکستر نواخته می شوند و تنها نقاط مشترک این دو ، نقاط آغاز و پایان آنهاست .این هارمونی به اهنگ جلوه ای گیرا و شکوهمند بخشیده که در سایر اجرا ها نیست .همچنین حضور و بکارگیری دقیقا به ای ساز های کوبه ای و زهی مانند طبل بزرگ ، کنتر باس و ویولن سل در این اجرا چشمگیر است . پس از این اجرا ، شنونده مشتاق به فقدان حضور آشکار این سازها ، نه تنها در مورد این اثر بلکه در قریب به اتفاق آثار آن زمان پی می برد .

ناگفته نماند که در ترکیب گلهای رنگارنگ شماره 256، یعنی در انتخاب اشعار و محل دکلمه آنها سلیقه ای ممتاز بکار رفته که احتمالا از قریحهسرشار خود خالقی نشات میگیرد ، به خصوص برگزیدن این ابیت عارف ، که گویی برای ارائه در این برنامه سروده شده اند :

چه آذر ها به جان از عشق آذربایجان دارم                    من این آتش خریدارش بجانم تا که جان دارم

به بی پروایی من کس در این آتش نمی سوزد                مرا پروانه ، چون پروانه کی پروای جان دارم

این اثر بی تردید متعلق به دوران آخر خلاقیت هنری خالقی و مربوط به زمانی است که او با دیدی تازه و این بار در مقام تنظیم کنندهای مجرب در پی تجدید حیات آثار پیشین خویش برآمده است . تمامی آثار و تنظیم های این دوره از حیات خالقی دارای حال و هوایی مشابه بوده و همگی از نوعی دردمندی توام با طغیان کحایت میکنند ، که اوج آن را در اهنگ معروف اما نه چندان شناخته شده "خاموش"می توان به وضوح دید . 

دانلود گلهای رنگارنگ 219

(ارکستر گلها این بار آهنگی به سمع می رساند که آذربایجانش نامیده ایم)

برگرفته از کتاب "نظری به آثار شناخته شده زنده یاد خالقی"

ادامه در پست های آینده ....

 

+ نوشته شده توسط صالحی در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 1:19 |